آيا مـردان نزد خدا برتر از زناناند؟
ميگويند آيه ۳۴ سورة نساء (به شرح ذيل) با تبعيضي آشكار، برتري عقلي مرد نسبت به زن و شايستهتر بودن او را در مديريت بر زن و رياست خانواده بيان كرده و از زنان خواسته است تسليم و تابع فرمان شوهرهاي خويش باشند!
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ..."
مردان ايستاده (مراقب و محافظ) بر زناناند، به دليل اينكه خداوند بعضي را بر بعضي ديگر (در معدل كلي) برتري بخشيده است و به خاطر آنچه از اموالشان خرج ميكنند ...
اولآً در آيه فوق كوچك ترين ذكري از "تفاوت ارزشي" و برتري عقلي و ذاتي مرد نسبت به زن نشده، بلكه تنها بر "قوّام" بودن مردان به عنوان يك واقعيت عيني، نه تحميل الهي، اشاره شده است.
معناي "قوام"؛ كارگزار، مدافع و مراقب و ايستادهاست، كه به نفع زنان، و در خدمت آنهاست، نه عليه آنان. همچنانكه در عالم حيوانات نيز مشاهده ميگردد، جنس نر همواره نقش مراقبت و محافظت از ماده را در مقابل خطرات ايفا مينمايد. با اين تفاوت كه زمينه نگهباني و نگهداري در مورد نوع انسان بسي گستردهتر است.
فعل حاليه "قوّام" در آيه فوق، دلالت بر حالت موجود و وضعيت طبيعي جوامع بشري ميكند، نه الزام و اجبار ديني و حكم و فرمان الهي. اين امر به دلايل تاريخي و طبيعي و به شهادت تاريخ ، ناشي از دو دليل مى باشد:
۱- برخي برتريهاي جنس مذكر (البته به طور متوسط و در معدل كلي) كه در موضوع قوّام و مراقب و مدير بودن مؤثر است. همچون: افزوني نيروي جسمي ، كمتر تحت تأثير احساسات قرار داشتن و مآل انديشي دورتر.
۲- عهدهدار بودن تأمين مخارج خانواده و اداره اقتصادي زندگي مشترك.
بديهي است در هر واحد اجتماعي، وظيفه سرپرستي و مديريت به عهده كسي گذاشته ميشود كه:
اولا براي اين نقش (نه همه نقشها و مسئوليتها) توانائي و استعداد بيشتر داشته باشد، ثانياً اداره مالي زندگي را به عهده گرفته باشد.
در كانون خانواده نيز، مردان، نخست به دليل فزوني نيروي جسمي و تجربه علمي بيشتر در متن اجتماع و ميدان هاي كسب و كار، و دوم، به دليل آنكه وظيفه تامين هزينههاي زندگي به دوش آنهاست، چنين بار سنگيني به عهده آنان گذاشته شدهاست و از آنجائي كه هيچ تكليفي بدون حقوق متقابل و هيچ وظيفهاي بدون اختيار منطقي نيست، قبول چنين مديريتي را براي ارائه خدمات شايسته، از زنان خواسته شده است.
متأسفانه بسياري از بانوان و آقايان نيز! چنين ميپندارند كه اين قوّاميت (سرپرستي و مراقبت)، برتري و امتيازي است كه خداونــد به مردان عنايت كرده! و نتيجه مي گيرند كه خداونــد مرد سالاري را امضاء كردهاست! ... در حالي كه قرآن در دهها آيه برتري و فضيلت را فقط در نيروي خويشتنداري در برابر زشتيها (تقوا) به رسميت شناخته و هيچ برتري ذاتي و جسمي را نپذيرفته است.
اگر در مسئله نگهباني و نگهداري خانواده (قوّام بودن)، مردها به طور نسبي بر زنان برتريهائي دارند، در بسياري از زمينهها، زنان نيز فضيلتهاي آشكاري نسبت به مردان دارند كه متناسب با نقش و وظيفه طبيعي آنان در زندگي ميباشد.
نكته ديگر اينكه آيه فوق، بيانگر وضع موجود جوامع بشري در زمان نزول قرآن ميباشد. بديهي است چنانچه به دلايلي اجتماعي، تغييراتي در نقش و وظيفه هر يك از طرفين حاصل شود(همچون جوامع غربي)، و هر دو طرف در تأمين مخارج خانواده مشاركت نمايند و زنان نيز در ارتش و پليس و ... و كارهاي سخت وارد گردند، مقدمات چنان حكمي تغيير ميكند و دلايلي كه براي چنان مديريتي عنوان شده بود منتفي ميگردد.
البته در اين شرايطي بايد ديد اغتشاش در نظام خانواده و به هم خوردن سيستم تقسيم كار، بر حسب توانائيها و استعدادهاي دو طرف، در نهايت به نفع زنان شده، يا باري دو چندان بر دوشهاي ضعيف آنان قرار داده و اساس خانواده را به عنوان ركن اصلي جامعه متزلزل ساخته است؟

ميگويند قرآن در تقسيم ارث، سهم مردان را دو برابر زنان قرار داده و به اين ترتيب بيعدالتي و جفاي بزرگي در حق نيمي از بشريت روا داشته است و شايد همين نيمه نگريستن، موجب تحقير زن از چشم مرد در جوامع اسلامي شده است. نظريه فوق،كه معمولاً از جانب بسياري از بانوان عنوان ميشود، به نظر ميرسد براي بسياري از مردم مطرح باشد.
آنچه مسلّم است، هيچ جزئي از اجزاء يك نظام اجتماعي، فرهنگي و ديني را بدون توجه به كل سيستم و ساير اجزاء آن، نميتوان مورد ارزيابي قرار داد. ارث نيز يكي از احكام نظام حقوقي اسلام است كه در كنار ساير حقوق و در ارتباط با تكاليفي كه اين حقوق به وجود ميآورند، مطرح ميباشد .بديهي است كه حقوق و تكاليف همواره بر اساس نيازهاي طبيعي و ضرورت زندگي تعريف ميشوند و الزاماً شكل يكسان و مساوي ندارند.
به عنوان مثال، شما ممكن است براي يكي از فرزندان خود، كه فرضاً در مرحله دانشگاه قرار دارد، چندين برابر فرزند كوچكترتان، كه ممكن است نزد شما عزيزتر هم باشد، خرج كنيد و هزينههاي به مراتب زيادتري براي ادامه تحصيلات و رفت و آمد او اختصاص دهيد. طبيعي است كه مقدار پول تو جيبي كه والدين به فرزندان خود ميدهند، با اينكه همه را يكسان دوست دارند، معمولاً يكسان نبوده و تابعي از نيازهاي آنان به شمار ميرود. در خانوادة خدائي، زن مسئوليتي در تأمين مخارج زندگي ندارد و صد در صد هزينههاي او مادامالعمر به عهده مرد است. تا آنجا كه براي كاري هم كه در خانه انجام ميدهد، حتي شير دادن فرزند خود! حق مطالبه مزد دارد!
علاوه بر آن، مرد موظف است هنگام ازدواج "مهريه"اي را كه محصول كار و تلاش ساليان قبل از ازدواج است، سخاوتمندانه تقديم همسر خود نمايد. و اصولاً مسئله "مهريه" به عنوان تضمين ازدواج، بيمه جدائي احتمالي و يا هر عنواني كه روي آن بگذاريد، از اركان ازدواج در نظام حقوقي اسلام به شمار ميرود. (۱) اصولاً هديه دادن و خرج كردن براي همسر از وظائف و فضيلتهاي مردان سخاوتمند شمرده ميشود. آيا در چنين سيستمي، كه همه مخارج به عهده مرد است و زن در صورت كسب درآمد ميتواند همه آن را ذخيره يا سرمايهگذاري شخصي نمايد، عادلانه است كه سهم ارث آنان مساوي باشد؟ به علاوه، مگر غير از اين است كه سهم مردان باز هم صرف هزينه زندگي زن و فرزندان خود ميشود و به گونهاي ديگر باز هم به آنان بر ميگردد، در اين صورت چه جاي گله ميماند؟
حال اگر برخي مردان تكاليفي را كه خداوند به عهده آنان گذاشته انجام نداده و حقوق زنان را پايمال ميكنند، چه ربطي به دين خدا دارد؟ و اين تخطي از وظيفه دو طرفه است. پس همواره لازم است حساب دينداران را از دين جدا كرد.
در جوامع غربي، نه مهريهاي همچون جوامع اسلامي وجود دارد، نه تفكيك كار در خانه و بيرون به رسميت شناخته ميشود. زنان نيز از صبح تا شام در خارج خانه بايد كار كنند تا بتوانند اقساط خانه و اتومبيل و ... را بپردازند.
طبيعي است در چنين نظامي، نيمه بودن ارث غيرعادلانه است و عدالت را در واقعيت همين نوع زندگي، هر چند غيرطبيعي و ظالمانه نسبت به زن، بايد جستجو كرد و چه بسا سهم او، كه هم وظيفه اداره خانه و توليد و تربيت فرزند را به عهده دارد و هم مجبور به كار در خارج خانه است، شايسته باشد دو برابر گردد! ... آيا مردان غربي قبول دارند! ...
پس چرا به جاي اعتراض به آنها، به نظام حقوقي اسلام اعتراض ميشود كه مردان را خدمتگزار امور مادي زنان قرار داده و از بانوان تنها تمكين در امور زناشوئي (رعايت عفت و اختصاص داشتن به شوهر) را طلب كردهاست؟
پلمب دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در تهران
پلمب دفتر کانون مدافعان حقوق بشر و جلوگیری از برگزاری مراسم بزرگداشت روز جهانی حقوق بشر
سایت تغییر برای برابری: ماموران پلیس امنیت و پلیس کلانتری یوسف آباد امروز دقایقی پیش با یورش به دفتر کانون مدافعان بشر اقدام به پلمب این مکان کردند.
قرار بود امروز ساعت 4 بعد از ظهر مراسمی به مناسبت بزرگداشت روز جهانی حقوق بشر در کانون مدافعان برگزار شود که از برگزاری این مراسم نیز ممانعت به عمل آمده است .
به گزارش افراد حاضر در محل در حال حاضر ماموران مشغول پلمب دفتر کانون هستند و برخورد بدی نیز با اعضای کانون مدافعان حقوق بشر داشته اند.
گزارش های رسیده حاکی از برخورد فیزیکی و خشونت بار با آقای اسماعیل زاده و خانم نرگس محمدی است و خانم عبادی هم در دفتر کانون حضور دارند.
گفته می شود ماموران کارت شناسایی ارائه نکرده و تنها به برخورد با اعضای کانون و پلمب این دفتر اقدام کرده اند.
ميگويند قرآن زن را بازيچه و وسيله هوسراني و اطفاء شهوت مرد قرار داده و با اين تبعيض جنسي و نديده گرفتن نيمي از انسانها، به مرد اجازه داده است هر وقت هوس كرد با همسر شهمبستري كند !...ادعا ميكنند چنين نگرش يكطرفهاي با نظامات حقوق بشر در جهان امروز و عرف اجتماعي دنياي پيشرفته كه آمادگي و رضايت دو طرف را مورد تأكيد قرار ميدهد مغايرت دارد.
متن مورد استناد مخالفين آيه ۲۲۳ سوره بقره به شرح ذيل است:
نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ
"زنان شما (همچون) كشتزار شما هستند، پس هر زمان خواستيد به كشتزار خويش در آييد و اثر نيكي براي خود، از پيش بفرستيد! و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه به لقاي او نايل خواهيد شد؛ و اهل ايمان را (براي آن ملاقات) بشارت داده".
اگر ذهن خود را از پيشداوريهاي ناشي از تبليغات مخالفين پاك كنيم و بيطرفانه و محققانه به متن فوق توجه نمائيم، ميبينيم قضيه درست برعكس است، يعني نه تنها مجوزي براي هوسبازي، در هر وقت و به هر شكل! به مرد نميدهد، بلكه اين ارتباط را با هدف توليد مثل موجه مي شناسد. به توضيحات ذيل توجه فرمائيد:
۱- تشبيه زن به كشتزار (حرث)، مقايسهاي است با توليد مثل در عالم گل و گياه و اشاره به هدف بذرافشاني كه چيزي جز برداشت ميوه و محصول نيست.
۲- جمله: قدّموا لانفسكم (براي خويش اثر نيكي از پيش بفرستيد)، صريحاً نشان ميدهد كه هدف اصلي ارتباطِ زناشوئي، توليد و پرورش فرزندان شايسته است كه دستاورد مفيد و محصول طبيعي هر ازدواجي است. هر چند همبستري به قصد غير توليد مثل هم ممنوع نشدهاست.
۳- تأكيد آيه فوق به رعايت پرواي الهي (اتقوالله)، كه معناي آن كنترل خويشتن و مهار نفس در غلبه شهوات و هوسهاي مخالفِ حق ميباشد، همچنين هشداري كه در انتهاي آيه به يادآوري ملاقات خدا (در روز حساب) داده تا غافلان را به خود آورد، همگي نشان ميدهد كه نه تنها به زن به عنوان كالاي بهرهبرداري مرد نگاه نكرده، بلكه يكسره مردان را هشدار داده است تا به اين موضوع به چشم بذرافشاني و پرورش گل در بوستان بشريت نگاه كنند . (۲) همچنانكه لذت از خوردنيها و حس ذائقه و تشخيص طعم و مزه را نه براي شكمپرستي و زيادهروي در خوردن، بلكه براي كسب انرژي و زنده ماندن و تلاش و تكاپو در مسير رشد و كمال قرار داده است.
۴- آيه فوق، كه دقيقاً به دنبال آيهي مربوط به "عادت ماهانه"ي زنان آمدهاست، ظاهراً براي رفع توهمات تاريخي و بدبيني به اين امر و ناپاك و نجس شمردن زن در اين مدت (ناشي از عقايد يهوديان و زرتشتيان) ميباشد. اين آيه تأكيد ميكند كه "عادت ماهانه" زنان فقط يك ناراحتي (اذي) است كه در اين مدت بايد از آميزش جنسي خودداري كرد. و پس از آن، همچون كشتزاري كه براي كشت و زرع به آن ميروند، ميتوان به باغ و بوستان پرورش نسل در آمد.
۵- بشارت انتهاي آيه بر مؤمنين (و بشّر المؤمنين) مردان مؤمن را به حسن رفتار و سلوك پسنديده با زنان تشويق مينمايد. آيا در هيچيك از كلمات آيه فوق (۲۲۳ سوره بقره) كوچكترين اشارهاي به مالكيت مرد نسبت به زن و حق هوسراني يكطرفه به او (كه اينهمه قرآن را به آن متهم ميكنند) ديده ميشود؟
1. اهل هر مرام و مسلکی که باشی، تفاوتی ندارد؛ انسان قدرتهایی دارد که میتواند به آن توجه کند و آنها را رشد دهد.
2. زمان، ذات انسان را تغییر نمیدهد بلکه شرایط رشد این تواناییها را تغییر میدهد. انسانها همیشه یکی هستند ولی زمانه شان یکی نیست. قدرت انسانها در زمانهای مختلف تغییر میکند. برای نمونه، امروزه ارتباطات به حدّ غیر قابل تصوّری آسان و سریع شده است. یعنی شرایط زمان و مکان امروز، دیگر شرایط زمان و مکان سه دهه پیش نیست.
3. بهترین روش زندگی، روشی است که بتواند تواناییهای انسان را در بالاترین سطح ممکن رشد دهد. البته در این مسئله یک فرد یا گروه معیار نیست و معیار کلّ جامعه است.
4. تنها دینی میتواند جاودانه باشد که بتواند شرایط زمان و مکان را در خود لحاظ کند. امّا نباید اجازه داد که دین بازیچه شرایط زمان شود. همانطور که بازیچه شدن شرایط زمان توسط دین را نیز باید نفی کرد. اگر به بهانه شرایط زمانه، دین را به بازی بگیریم، جامعه را دچار تشویش خواهیم کرد چرا که بسیاری از مناسبات تعریف شده به صورتی به هم ریخته میشود که نتیجهاش اضطراب درون جامعه خواهد بود. و اگر دین پیشرو شود و توجهی به مقتضیات زمان نکند، آنگاه بسیاری از تواناییهای اعضای جامعه یا بالفعل نخواهند شد و یا هرز خواهند رفت.
یک مثال ساده:
اولین جرقّههای کشش جنسی در ذهن هر کدام از ما انسانها با بلوغ جنسی زده میشود. در مورد میل جنسی، در ایران دو مسئله وجود دارد. اوّل: قانون که برآمده از دین و فقه است. و دوم: شرایط زمان که نتیجه پیشرفت انسان است.
قانون میگوید: روابط خارج از حیطه خانواده شرعی خلاف است.
زمان میگوید: ارتباطات فوق العاده پیچیده شده و امروزه حتّی پیش از بلوغ هم هر فرد یک وسیله ارتباطی شخصی دارد که با هر کس و درهرکجا امکان ارتباط دارد. این مسئله حتّی در سه دهه گذشته هم سابقه نداشته! بنابراین جنس مخالف دیگر به ناشناختگی آن زمانها نیست و به همان میزان ارتباطات دیگر در حیطههای سنّتی قابل بررسی نیست.
اگر قانون پیشرو باشد و زمان عقب بیفتد = با توجه به اینکه مبنای قانون در کشورما فقه است؛ به هیچ وجه نباید ارتباطی ورای ارتباط خانواده، بین دختر و پسر نامحرم ایجاد شود.
اگر زمان پیشرو باشد و قانون عقب بیفتد = آمار غیر رسمی حاکی از بالا بودن میزان بالای ارتباطات جنسی در بین جوانان کشور است! این مسئله، حتّی با فرض کذب انگاشتن آمار مذکور، امر دور از ذهنی نیست. کافی است نگاهی به مباحث فکری سایتهای اینترنتی بیندازید. بسیاری از مسائلی که در حیطه جنسی حتّی تا یک دهه پیش از این در کشور تابو مطرح میشد، امروز به عنوان بحث رایج مورد بحث و نظر است.
اگر قانون به همراه زمان پیش برود = روابط میتواند در کیسهای مختلف «تعریف» شود. و در نتیجه نه شاهد عقب ماندگی قانون گرایی صرف باشیم و نه نظاره گر تشویش زمانه گرایی مطلق.
نتیجه:
اگر فقه، مطابق با زمان و مکان نباشد؛لااقل دو نتیجه به دنبال خواهد داشت که هر دو به ضرر جامعه است. اوّل اینکه خود فقه و به طبع آن، دین و ارزش های اخلاقی در جامعه کم رنگ خواهد شد. و دوم آنکه جامعه به شدت دچار تشویش می شود.
تصویب لایحهی برابری دیه زن و مرد در سوانح رانندگی، آن هم در مجلسی که کارش را با ارائهی لایحهی "تشویق تعدد زوجات" آغاز کرد، از نظر بسیاری شگفتی آفرین بود.
به رغم مادهی 300 قانون مجازات اسلامی مبنی بر نصف بودن دیه قتل زن مسلمان نسبت به مرد مسلمان (خواه عمدی و خواه غیرعمدی)، قانون برابری دیه از شهریورماه سال جاری ابلاغ و لازمالاجرا گردید.
برابری دیهی زنان و مردان متوفی اگرچه به گوش خوش میآید، اما این برابری مربوط به مردهگان میباشد. حال ببینیم تاثیر این قانون در جهان زندهگان چگونه است؟
به نظر میرسد شرکتهای بیمه در این میان بازندگان اصلی باشند. اما واقعیت این است که این شرکتها با قانون جدید بیمه، مژدگانی بزرگی دریافت کردند و آن چندین برابر شدن مشتریانشان از طریق اجباری شدن همزمان بیمه برای همهی صاحبان وسائط نقلیه است (برای مدت آزمایشی پنج سال). در حال حاضر نیز بحث بالا بردن تعرفههای بیمه مطرح است.
دولت نیز در این میان بینصیب نماند. صرفنظر از جنبهی تبلیغی آن، طبق قانون جدید بیمه، شرکتهای بیمه موظف به پرداخت 20 درصد از سود خود به بیمهی مرکزی ایران شدند. این نکته در سایهی جنجال برابری حقوق زن و مرد در این قانون، به حاشیه رانده شده و کمتر مورد بحث قرار گرفت.
در عین حال برخی از کارشناسان بیمه این قانون را دارای اشکالاتی جدی میدانند. روزنامهی سرمایه در تاریخ 20 شهریور1387 در این باره مینویسد: "در لایحه اصلاح بیمه شخص ثالث محلی برای پرداخت دیه فوت به زنان پیشبینی شده و آن بیمهنامه حوادث است. در این میان، توجه به این نکته حائز اهمیت است که خرید بیمه نامه حوادث برای رانندگان الزامی نیست و جالبتر آن که سقف تعهدات این بیمه نامه تنها 10 میلیون تومان است."
طبق آمار منتشره در پایگاه اطلاعرسانی حوزهی شهری تهران به تاریخ 21 خرداد 1387 "از سال 1358 تاکنون، 407 هزار راننده به دلیل نداشتن بیمه نامه در حوادث رانندگی که منجر به فوت شده، به زندان رفتهاند. در حال حاضر نیز قریب به ۱۳ هزار نفر به دلیل عدم امکان پرداخت دیه در زندان به سر می برند."
و اما کنکاشی عمیقتر در قوانین مربوط به بازماندگان و یا ورثهی متوفی قانون ارث را در پیش روی مینهد. در صورت فوت زن در حادثهی رانندگی، دیه به ورثه میرسد. با توجه به این که قانون ارث تغییری نکرده و ارث دختران نصف پسر و ارث مادر یک سوم و پدر دو سوم است، مردان به همین نسبت از قانون برابری دیه زن و مرد، بیشتر سود میبرند تا زنان.
بنابراین، برندگان اصلی این قانون دولت، شرکتهای بیمه و مردان میباشند. این در حالی است که استفاده از واژههایی مانند "برابری" و "زنان و مردان" در این قانون هوش از سر بسیاری ربود و حتا از خود نپرسیدند، عدالت و برابری که ارزشهای والای جامعهای انسانیاند، چگونه در چارچوب قوانینی مانند قصاص و دیه معنا مییابند؟ قوانینی که جان انسان را با خون و پول میسنجند و در نفس خود ضد ارزشاند.
در آستانه روز بزرگداشت شصتمين سالگرد تصويب اعلاميه جهانی حقوق بشر، مقامات امنيتی جمهوری اسلامی ايران تحت پوشش نهادی به نام رياست جمهوری در فرودگاه با يک اقدام غير قانونی مانع سفر خانم نسرين ستوده که همراه خانواده اش از تهران عازم سفر به خارج از کشور بود شده اند.
قرار بود خانم ستوده که يکی از چهره های شناخته شده در ميان مدافعان حقوق بشر در ايران است برای دريافت جايزه بين المللی حقوق بشر در سال ۲۰۰۸ توسط بنیاد زود تيرول (Zuid-Tirol) روز، چهارشنبه، به ايتالیا سفر کند.
خانم ستوده می گويد به موجب قوانين ايران حکم زمانی قابل اجراست که از قبل توسط دستگاه قضايی به طرف دعوی ابلاغ شده باشد. به گفته خانم ستوده نهاد رياست جمهوری که کار وزارت اطلاعات را می کند حکم ممنوع الخروج بودن وی را قبلا به اداره گذرنامه و به شخص وی اعلام نکرده بود.
ادامه مطلب
رویای بدون تعبیر واقعیت بدون تفسیر
امروز دیگر «اصلاح» و «انقلاب» در ایران هر دو رؤیاهای تعبیرناشده ای هستند بر بستر واقعیتی که نیازی به تفسیر ندارد. اصلاح این رژیم از بیرون و یا از درون خود، همان اندازه ناممکن است که انقلاب علیه آن. سرنوشت محتوم فروپاشی در آخرین سال های قرن بیستم بر پیشانی نظام هایی حک شد که راهشان به سوی اصلاح و انقلاب، هر دو، بسته شده است.
*****

اگر به یاد داشته باشید، احمدی نژاد و کسانی که پشت او را داشتند، با شعار «می شود و می توانیم» پای به «انتخابات» ریاست جمهوری اسلامی در تابستان 1384 (2005) گذاشتند. واقعا هم توانستند آنچه را می خواستند به کرسی بنشانند: ریاست جمهوری احمدی نژاد و غلبه بر رقبای خودی. اما همین «شدن» و «توانستن» را نیز به اعتراف سران خود رژیم از جمله رفسنجانی و کروبی و خاتمی و همچنین نامزدهای ناتوانی چون معین و غیره مدیون اقدامات سازمان یافته سپاه و بسیج و تقلب های گسترده ای بودند که از آن پس «خواب» را در تمامی رأی گیری های آینده تا زمانی که جمهوری اسلامی باقیست، بر چشم همگان و به ویژه نامزدهای این مراسم حرام کرد. ولی آیا واقعا «شد» و آنها «توانستند»؟!
ادامه مطلب
پرتاب گاز اشک آور در مراسم 16 آذر در دانشگاه بو علی سینا"
فعالان دانشجويی میگويند: روز شنبه نيروهای امنيتی برای برهم زدن مراسم شانزدهم
آذر دانشجويان دانشگاه بوعلی، همدان، از گاز اشکآور استفاده کردند.
در همين زمينه، سياوش حاتم، دبير کل انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه بوعلی سينا
همدان، در گفتوگو با راديو فردا با اشاره به تلاش نيروهای امنيتی برای برهم زدن
برنامه شانزدهم آذرماه اين دانشگاه میگويد: «هنگامی که در اواخر مراسم دانشجويان
در حال خواندن سرود يار دبستانی بودند نيروهای امنيتی برای متفرق کردن دانشجويان به
سمت آنها گاز اشکآور پرتاب کردند». در همين زمينه خبرنامه بوعلی سينا نيز نوشته است که «نيروهای امنيتی پس از شکست
در پروژه ارعاب دانشجويان که از حدود يک هفته پيش آغاز شده بود و در مواجهه با
گردهمايی هزاران نفری دانشجويان در دانشکده علوم پايه دانشگاه بوعلی سينا که برای
شرکت در مراسم روز دانشجو انجمن اسلامی دانشجويان همدان صورت گرفته بود با استفاده
از گاز اشکآور در محيط بسته دانشکده دانشجويان را وادار به خروج از دانشگاه
کردند». خبرگزاری فارس نيز با اشاره به درگيری در دانشگاه بوعلی نوشته است مراسم
شانزدهم آذر دانشگاه بوعلی «با دخالت حراست دانشگاه به پايان رسيد». در حالی خبر از دخالت «نيروهای امنيتی» در مراسم شانزدهم آذر دانشگاه بوعلی
سينای همدان منتشر میشود که وزارت علوم ايران در چند روز گذشته با درخواست
گروههای دانشجويی منتقد دولت نهم برای برگزاری اين مراسم موافقت نکرده بود. سياوش حاتم می افزايد: از هفته گذشته که قرار بود مراسم شانزدهم آذر توسط انجمن
اسلامی دانشجويان دانشگاه بوعلی سينا همدان برگزار شود، اعضای اين انجمن توسط
نيروهای امنيتی مورد تهديد قرار گرفتند که در صورت برگزاری چنين مراسمی با آنها
برخورد خواهد شد. سياوش حاتم همچنين اضافه میکند که اين مراسم با محور يادواره دانشجويان
ستارهدار دانشگاه بوعلی و نقض حقوق بشر برگزار شد. به گفته دبيرکل انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه بوعلی سينا همدان در اين مراسم
امين نظری، عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، سخنرانی کرد. دانشجویان دانشگاه همدان میگویند: پيش از آغاز اين مراسم مسوولان امنيتی
دانشگاه بوعلی روز شنبه با بستن درهای دانشگاه فقط به دانشجويان دانشکده علوم اجازه
ورود به دانشگاه را میدادند. به گفته سياوش حاتم، به دنبال افزايش جمعيت، نيروهای امنيتی مجبور شدند به
دانشجويان ديگر نيز اجازه دهند تا در اين مراسم شرکت کنند. سياوش حاتم میگويد: رييس دانشگاه از هفته گذشته تهديد کرده بود که در صورت
برگزاری مراسم اعضای انجمن از دانشگاه اخراج خواهند شد.
ادامه مطلب
پیوند پادشاه با پاپ پیوند دین ودولت
میگویند انسان را خداوند به این دلیل آفرید تا تأییدگر وجود او باشد. این تعبیر در بسیاری از آثار ادبی و فلسفی به کار رفته است و بیانگر وجود عقل و خرد در نزد انسان و تفاوت بزرگ او با دیگر موجودات است. خردی که نه تنها تأیید، بلکه انکار میتواند کرد و در کشاکش بین دو مفهوم «علم» و «اعتقاد» میداند این هر دو همواره محدود به دامنه آن علم و اعتقادی هستند که بشر تا لحظه حال به آن رسیده است. بزرگترین دانشمندان جهان که در کشفیات علمی نقش برجسته داشتهاند، از نیوتن و داروین تا آینشتاین و یا دانشمندانی که هر سال به دریافت جوایز علمی نائل میشوند، اکثرا به دینی اعتقاد داشتهاند.
اساسا بحث بر سر وجود آفریدگار یا حقیقت برتر ادیان، بحثی فرساینده و بینتیجه است چرا که اعتقاد امری ایمانی است و از این رو بحثپذیر نیست و طبیعتا پیروان هر دینی، آن را برتر از دیگری میپندارند. زمانی ولتر به مثابه یکی از پیشتازان روشنگری و جدایی دین و دولت نوشته بود: «پرودردگارا، اگر وجود داری، روح مرا، اگر وجود دارد، بیامرز!» از این هشیارانهتر نمیتوان اعتقاد مذهبی را، اعم از تأیید یا انکار آن، به عنوان امری خصوصی بیان کرد و دست فضولی حکومتها را از آن کوتاه نمود.
ادامه مطلب

